از مرگ ... « مجموعه آیدا در آینه_احمد شاملو»

از مرگ...

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتـذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی یِ آدمی
افزون باشد.


جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن -


اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد،
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

احمد شاملو



[ پنجشنبه 15 مهر 1395 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ روزبه تنها ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه