تبلیغات
کلبه تنهایی - از من گرفت گیتی یارم را_ملک الشعرای بهار
از من گرفت گیتی یارم را_ملک الشعرای بهار
از من گرفت گیتی یارم را
وز چنگ من ربود نگارم را

ویرانه ساخت یکسره کاخم را
آشفته کرد یکسره کارم را

ز اشک روان و خاک به سر کردن
در پیش دیده کند مزارم را

یک سو سرشک و یک‌سو داغ دل
پر باغ لاله ساخت کنارم را

گر باغ لاله داد به من، پس چون
از من گرفت لاله عذارم را؟

در خاک کرد عشق و شبابم را
بر باد داد صبر و قرارم را

بر گور مرده ریخت شرابم را
در کام سگ فکند شکارم را

جام می‌ام فکند ز کف و آن گاه
اندر سرم شکست خمارم را

بس زار ناله کردم و پاسخ داد
با زهر خند، نالهٔ زارم را

گفتم بهار عشق دمید اما
گیتی خزان نمود بهارم را

گیتی گنه نکرد و گنه دل کرد
کاین گونه کرد سنگین بارم را

باری، بر آن سرم که از این سینه
بیرون کنم دل بزه‌کارم را


[ سه شنبه 25 آبان 1395 ] [ 01:40 ق.ظ ] [ deniz ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه